مهد کودک کوچولوهای ناز
از آخرین نوشته م تقریبا 2ماه میگذره. خیلی دوست دارم بیام و از روزانه هامون برات بنویسم. از کارایی که انجام میدی. از حرفای جدیدی که میزنی از کلماتی که پای به پای ما تکرار میکنی و کلی ما رو میخندونی. از شیرین کارایات، اذیت کردنات، خانم شدنت و و و .... ولی حیف....حیف که زیاد وقت ندارم. خیلی دلم واسه شب بیداری هام تنگ شده. آخه فقط تو اون زمان بود که میتونستم به وبلاگت سربزنم و آپش کنم، به ولاگ دوستان سربزنم ، اینترنت گردی کنم و....حیف که شبا باید زود بخوابم تا صبح به موقع بتونم بیدارشم و برم سر کار. یه چیز جالب برات بگم. من خواب رو خیلی دوست دارم. البته بیشتر خواب صبحهاو ظهرها رو. ولی از وقتی بعداز تولدت میرم سر کار، حاضرم از خستگی انجام کارها ...
نویسنده :
مامانی و بابایی
21:09



